نمی دانم

نمی دانم دلم گم شده یا اونی که دل به او سپردم
نمی دانم عشقم گم شده یا معشوقه ام
نمی دانم اعتماد بی جا کردم یا بی جا اعتماد کردند
نمی دانم لیاقت او را نداشتم یا او لایق من نبود
نمی دانم من در حق عشقمان خیانت کردم یا او

او قدر ندانست یا من ، نمی دانم
نمی دانم خدا این را قسمت ما کرد یا ما خود قسمت را رقم زدیم
نمی دانم چرا وقتیکه دل بستن سهل است ، دل کندن آسان نیست
نمی دانم خدا به ما دل داد تا از دنیا ببریم یا دنیا رو داد تا دل بکنیم
هنوز نمی دانم با بودن او زندگی سخت است یا بی او
نمی دانم تحمل جای خالیش توی تک تک لحظه ها سخت تر است یا . . .
نمی دانم شکستن غرورم سخت است یا شنیدن صدای شکستن قلبم
نمی دانم تو به من عشق را آموختی یا می خواهی نفرت را یادم بدهی
نمی دانم که بگویم چرا آمدی ؟ یا بپرسم چرا رفتی ؟
من نمی دانم ، تو به من بگو . . . . .


 

 


 

/ 0 نظر / 18 بازدید